همین جور نوشت

 

خوب شروع می کنیم

یک:هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و این پست صرفا جهت همینجوری نوشتن است..خوب؟

اولش این که امروز یه آهنگ خیلی باحال(حضور ذهن ندارم بخونم!)تو ذهنم پلی شد سر امتحان بعد خیلی باحال بود!!

زیست سال اول:کتاب داستان.. آس‍ـــــــــــــــــــــــــــــون!

و این که به سلامتی دو تا امتحان دیگه رو هم که بدم راحت میشم!(نه که الان کل تفریحاتمو به خاطر امتحان تعطیل کردم!!)

خخخ..یه چیزی اول سال..من چشم پزشک موش کور بودم و دو تن از دوستان گران قدر دندون پزشک پرندگان و جراح مغز و اعصلب آمیب!(آمیب یک جانداز تک سلولی است!!!)

و یکی دیگر داروساز ماهی های آب شور!

امم..یک چیز دیگه هم بود..

فقط هفت روز دیگر باقی است...................تا پایان امتحانات!

یعنی به عبارتی یک هفته!

که باید امتحان های طاقت فرسا زب‍ــــــــــان فارسی و ریاضی رو بدیم

یعنی میشه هر درسی رو گوش داد جز زبان فارسی..!و همین طور هر  درسی رو خوند!

حالا من برگه های زبان فارسی مو گم کردم و باید کلی بگردم تا پیدا شود!

بدرود دفطر!

/ 1 نظر / 62 بازدید
پرتابه

سلام عباس جان وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com