فرغون امتحانی!

می دونی دفطر این روزا اینقد از درس و امتحان نوشتم که حالم داره به هم میخوره!

اما غصه نخور..تا چند روز دیگه همه چی درست میشه!

خب حالا شروع می کنیم..

+هوا بس گرم است..اونقد که دارم پای کامپیوتر ذوب میشم!

اینا..تبخیر شدم رف..!

+دیشب یه خواب خیلی مضحک و در عین حال دهشتاک دیدم!

خواب دیدم جمعه شده و فردا امتحان ریاضی دارم و هنوز هیچی نخوندم بعد که از دوستام میپرسم چقد خوندین میگن تا هشت!

یعنی سیزده فصل طاقت فرسای مبتکران تو یه روز!

میبینی؟این امتحانا روحو روانمو ریخته تو فرغون!(فک کنم اون مغز بود!)

خخخخ..بعد یه قسمت دیگه از خوابم جمعه سیزده به در بود و من فرداش امتحان ریاضی داشتم و مونده بودم الان درس بخونم یا برم سیزده به در!

ولی آگاه باشد که فقط و فقط ش‍ـــــــــــــی‍ـــــــــش‍ـــــــ روز دیگر تا آس‍ـــــــودگی باقی است!

دفطر..حرف زیاده اما باشه برای بعد!

بدرود!

/ 0 نظر / 14 بازدید